فرشتهء کوچک من زمزمه کن بهار را

بکش ز دست کوچکت حرکت این قطار

رسیده ای به ایستگاه پیاده شو ولی نگو

واگن سبز و دوست دارم کنار این چنار را

کبوتر کوچک من یه بال پرواز می کشی

دونه به دونه می شمارم سالن انتظار را

تازه شدم یه عاشقی خودم رو می سپارم به باد

باد بادکم که بسته ان دور همین چنار را

دوسم داری یا که میری وقتی که توی دلمی

می کنی از شاخه دل میوه انتظار را

هر چه میخواهی خط بکش توی دلم سرک بکش

سبزی چشمات و می خوام پاکی این نگار را

ترک تروک دلمو دونه به دونه می شمارم

توقفی هم نداره حرکت این مدار را


 

نوشته شده توسط ابراهیم کیایی در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 15:25 موضوع | لینک ثابت